امابعدازرحلت رسول خدا(ص)مردم باابوبکروبعدازاوباعمروبعدازعمرباعثمان وبعد ازعثمان با علی بیعت کردند.دراینجاچندنکته قابل ذکراست.:
۱-عمق ایمان وباورمردم درطول ۲۳سال مجاهدت پیامبراسلام(ص)درمقابل تمایلات قومی.وارزش های جاهلی آنان به اندازه ای نبودکه بارحلت آن حضرت دچارآسیب های جدی نشود.به طوری که بافقدان آن بزرگوار.تحت تاثیر موج فتنه هاقرارگرفتند ودرمقابل فرمان صریح خدا ورسول خدا(ص)دیگران رابرعلی (ع)ترجیح دادند(درمورد وضعیت اجتماعی وفرهنگی جامعه دراین دوره رجوع شود به "پس ازپنجاه سال پژوهشی درباره قیام عاشورا "تالیف مرحوم دکترسیدجعفرشهیدی)
۲-هرچند انتخاب مردم با معیار های دینی ودستورصریح خدا ورسول خدا منطبق نبود اما رفتارامام علی(ع)حاکی ازصبر٫سکوت وهمکاری درچارچوب مصالح اسلام بوده است.(ملاحظه خطبه ها ونامه های آن حضرت دراین زمینه توصیه می شود)
۳-این واقعه وسیر تاریخی رفتار اقوام وملل دربرخورد با دستورات الهی حاکی از این است که خداوند وضعیت مطلوب را ازطریق پیامبران به انسان عرضه می کند.اما انسان مجبور به پذیرش آن نیست بلکه انسان آزاد ومختار آفریده شد.که البته آزادی واختیار انسان دلیل حق یاباطل بودن انتخاب اونیست.بلکه به این معنی است که انسان مختار است اما پاسخگوی اختیارو انتخاب خویش نیز می باشد.نتیجه حسن اختیار بهشت ونتیجه سوء اختیار جهنم است.دردنیا نیز آثار وپیامد های انتخاب خویش را باید بپذیرد.
۴-موفقیت های دنیوی وناکامی های دنیوی نشانه حق یاباطل بودن افراد کامیاب وناکام نمی باشد. بلکه میزان انطباق اعمال ونیت ها با معیار های الهی نشانه میزان حقانیت افراد وجریانات است.اگرغیراز این بود .باید به معیار حاکم بر"بهاییت"که می گوید: الحق لمن غلب.یعنی "حق با کسی است که غالب شده است".قایل شویم که درآن صورت .در واقعه عاشورا باید قایل به حقانیت بنی امیه باشیم. .
۵-این موضوع درقضایای مربوط به انتخابات درنظام جمهوری اسلامی به این صورت قابل طرح است که:"قانون اساسی عهدی است میان ملت وحاکمیت"درصورت رعایت دقیق قانون درتمامی مراحل انتخابات اعم از ثبت نام٫بررسی واحراز صلاحیت ها٫تبلیغات٫اخذ رای٫نظارت٫و...فرد یا افراد منتخب دارای مشروعیت هستند.واین جا اساسا جای طرح حق وباطل نیست.هرچند ممکن است مردم بجای اصلح ٫صالح را انتخاب کنند.نه بجای صالح ٫فاسدرا! البته باز هم تاکید می کنم درصورت رعایت دقیق قانون چرا که میزان ٫قانون است...یاعلی

